كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

960

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا . « 1 » كيست كه در ولايت خلقت خلعت جاودانى يافت و كدام وجود حدود عالم را قرارگاه ابدى ساخت . صاحب‌قران كوه وقار با سينهء پرآتش و ديدهء اشكبار سخن دولتخواهان به سمع رضا اصغا فرمود و لشكر بعد از چند مرحله كه از مرغزار آق شهر در لباس سوگوارى پيموده بود تا غايتى كه بر اسب خنگ سوارى نمىكردند و هر بامداد و شبانگاه به گريه و زارى نوحه‌گذارى مىكردند اشارت نمود كه خلايق تغيير لباس كرده از جامهء تعزيت بيرون آمدند . نظم چو شد اساس لباس حيات بىبنياد * چه سود جامه دگرگونه از بياض و سواد مصرع ملك خداست باقى و باقى همه فناست ذكر آمدن ايلچيان مصر و موشّح ساختن سكّه و خطبه به القاب همايون درين اثنا كه رايت ظفر شعار صاحب‌قران كامكار در نواحى آق شهر بود ، ايلچيان مصر آمدند و اتلمش را كه آن حضرت مدتها طلب مىفرمود و ايشان در فرستادن تعلّل مىنمودند آوردند و سببش آن بود كه چون فرج پسر برقوق كه در آن ايام فرمان ده مصر و شام بود ، خبر فتح روم و قصّهء ايلدرم را كه عظمت و ابّهت او در خاطر اهالى آن بلاد به غايت عظيم بود ، از ايلچيان اين جانب شنيد و صورت انتقام آن حضرت را در تسخير حلب و شام معاينه ديد ، از خواب غرور و پندار بيدار گشته از اهمال كه در ارسال اتلمش تا آن زمان ورزيده بود پشيمان شد و به مشورت اركان دولت اتلمش را از حبس بيرون آورده شرايط خاطرجويى به جاى آورد و توسّل هم به امير اتلمش كرده در تمام بلاد مصر و شام چهرهء دينار و درم را به نام خداوند جلّ و

--> ( 1 ) . سورة النساء 98 .